۱۳۸۹ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

آه بیش از اینها می توان خاموش ماند

منی که از هیچ دریای بی پدر مادری نمی ترسیدم حالا از ترس غرق شدن چسبیده ام به لبه ی این لیوان خالی

۱۳۸۹ فروردین ۲۸, شنبه

همیشه مرداد است

وقتی می میری مرداد است ، نه صدای کودکان دبستانی می آید نه زنگ ناخوشایند کلاغ ها .
صدای جیرجیرک و اشک مادرت تنها چیزیست که بدرقه ات می کند .
وقتی می میری مرداد است ، جز تصویر ماتت با آن صورت پف کرده و دهانی باز از سر تعجب یا نیشخند ...

۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه

مرگ در می زند

چه فرقی می کند جواب این آخرش چه می شود ها را بدانی وقتی زندگی فصل مشترکی است بین آن مجسمه بلاهت آن رب النوع دانایی و تو .
چه فرقی می کند غریق باشی یا ناجی ، بازیگر باشی یا تماشاچی .

۱۳۸۹ فروردین ۶, جمعه

ضرورت تقدیر

قد کشیده ام ، بزرگ تر شده ام . نه اینکه خوشحال باشم از این تغییر جبری ،اینکه از آن دانای کل یکهو بشوی نادان جزء.

۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه

برادر خاطرت هست ؟

برای دوستی که زمانی ، جایی همین نزدیکی بود و دیگر نیست .
نه برای نبودن او که برای بودن ما

۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

چه خاطره ی دوری است خوشحالی از سال نو ، کفش نو ، لباس نو یا حتی دوستی نو .
می ترسم از هر تغییری که امید به خوب بودنش دفن شده برای من

ما نیز گذشته‌ایم
چون تو بر این سیاره بر این خاک
در مجال تنگ سالی چند
هم از این جا که تو ایستاده‌ای اکنون
فروتن یا فرومایه
خندان یا غمین
سبک پا یا گرانبار
آزاد یا گرفتار.
ما نیز
روزگاری
آری
آری
ما نیز
روزگاری.

۱۳۸۸ بهمن ۳۰, جمعه

درد بگذارد میان کاسه ات

حواست باشد چه آرزو می کنی
گاهی این چراغ جادو زندگی ات را به فاک می دهد

۱۳۸۸ بهمن ۲۱, چهارشنبه

explode

از این همه نفرت
اشک
اندوه
و نتوانستن

ای مقام ،معظم، رهبری

۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

My goldfish died today

نه اینکه دست من باشد ها ، نه .
منم که وقتش شد ، زمانش که رسید می شاشم به همه آن اعتقادات و ارزش هایم مثل تو راحت بدون عذاب وجدان فقط باید وقتش برسد .
فقط کاش با آن دروغ های احمقانه ات مرا اینقدر احمق فرض نمی کردی
But one ting is for real, a fish is a better friend
Than a human
And that's for sure
My goldfish died today, my goldfish died today

۱۳۸۸ بهمن ۷, چهارشنبه

با گارد باز

هیچ وقت فکر نمی کردم مجبور شوم قبول کنم که مادرم راست می گفت شرایط انسان ها را تغییر می دهد . بعد از این همه نسخه پیچیدن و مسخره کردن دیگران حالاکسی نیست که حماقت های من را به تمسخر بگیرد و راه و چاه نشانم بدهد شده ام یک عقل کل نفرت انگیز برای همه